ایمان من,عشق من,پسر عزیز من ایمان من,عشق من,پسر عزیز من ، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
 کیان نازنین من کیان نازنین من، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

♛ایمان هدیه آسمان♛

چقدر ترسیدم!!!!!!!!!!!

پسر عزیزم چه لحظات سختی رو پشت سر گذاشتم , از دلشوره داشتم میمردم شما هر روز ساعت پنج و ربع و هر چهارشنبه ساعت چهار و ربع میرسیدی خونه ولی امروز ازت خبری نشد و دیر کردی , زنگ زدم به راننده سرویست جواب نداد ده دفعه بیشتر زنگ زدم , داشتم از دلشوره میمردم خیلی ترسیدم بالاخره بعد از صدمین بار گوشیشو جواب داد و گفت:تصادف کرده و بچه ها الآن با داداشش دارن میان . فکر کردم برای شماها اتفاقی افتاده ولی گفت که بچه ها چیزیشون نشده و تصادف جزئی بوده , هر روز من همین دلشوره هارو دارم تا بیای صد دفعه سوره های قرآن رو میخونم و از خدا میخوام خودش نگهدارت باشه.... وای مردم و زنده شدم تا اومدی , خدایا چقدر سخت بود... خدارو شکر که به...
4 دی 1392

بچه که بودیم......

بچـه که بودیـم ... بچه که بودیم چه دل بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم کاش دلمان به بزرگی بچگی بود کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می شد خواند کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود کاش قلب ها در چهره بود اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم دنیا را ببین ... بچه که بودیم از آسمان باران می آمد بزرگ شده ایم و از چشمهایمان می آید! بچه که بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن بزرگ شدیم و هیچکی نمیبینه بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم بزرگ شدیم تو خلوت بچه بودیم راحت د...
4 دی 1392

یلدا مبارک

محفل آریاییتان طلایی دلهایتان دریایی  شادیهایتان یلدایی  پیشاپیش مبارک باد این شب اهورایی روی گل شما به سرخی انار عشق شما به سرخی هندوانه زندگیتان به بلندی یلدا ...
30 آذر 1392

تولدت مبارک باباجونم

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه آفاق در سلامت توست به هيچ عارضه شخص تو دردمند مباد جمال صورت و معني ز امن صحت توست که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد در اين چمن چو درآيد خزان به يغمايي رهش به سرو سهي قامت بلند مباد در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد مجال طعنه بدبين و بدپسند مباد هر آن که روي چو ماهت به چشم بد بيند بر آتش تو بجز جان او سپند مباد شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوي که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد. پسر گلم میدونی که امشب تولد بابایی جونه و مصادف شده با شب یلدا,بلندترین شب سال . بابایی جونم تولدت مبارک , کاد...
30 آذر 1392

ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (◕‿-)

عشقم , جونم , عمرم , عزیزم دیروز صدای (ایـــــــــــــــ ) رو هم یاد گرفتین,این یعنی چی؟؟؟؟؟!!!!!یعنی اینکه پسر گلم تمام صداهای اسم قشنگشو یاد گرفته البته بلد بودی بنویسی ولی خب فقط چشمی , الآن دیگه خودت میفهمی صداهاش چیه و چطور نوشته میشه , به همین خاطر هم تصمیم گرفتیم یه جشن کوچولو تو کلاست برات بگیریم دیشب رفتیم شیرینی فروشی که برات شیرینی بگیریم و ببری مدرسه , خودت هم میخواستی انتخاب کنی بهت گفتم : غیر از شیرینی خامه ای و کیک خامه ای (چون برای بچه ها سر کلاس سخته)هر چی خواستی بگو..... ده دفعه که انتخاب کردی و پشیمون شدی از آخر کیک مغزدار گرفتی و منم امروز رفتم آبمیوه گرفتم و ظهر بردیم مدرسه..... یه ...
24 آذر 1392

خرس؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

امروز همینجوری بیکار , بیعار برا خودم داشتم وبگردی میکردم که چشمم خورد به دو تا خرس , مادر و بچه بودن خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــلی برای من که قشنگ و جالب بود امیدوارم شما هم خوشتون بیاد دوست جونا یک خرس قطبی کودک بسیار شیطان باعث تحریک و عصبانیت خرس مادر می‌شود. مادر خشمگین در نهایت با آغوش خرس کودک آرام می‌گیرد. تصاویر را ببینید. خیلی باحال بود مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این صحنه بسیار زیبا در باغ وحش آلبورگ در دانمارک اتفاق افتاده است. این ماجرا به سوژه و شکار عکاسان تبدیل شد. در این دو تصویر خرس کودک را در مقابل پرخاش خرس مادر نشان می‌دهد. عکس‌العمل بی‌نظیری که در دنیای حیوان...
24 آذر 1392

خیــــــــــــــــــــــلی خوب.........

پسر نازنین من امروز ظهر که از مدرسه اومدی از همون در حیاط تا دم در خونه برای خودت آواز میخوندی و خوشحال , داشتی میومدی , بعد بهم گفتی:مامانی امروز تو مدرسه ازمون امتحان گرفتن هم ریاضی و هم فارسی هر دو تاشون هم از اول کتاب , من هم از هر دو تاشون خیلی خوب گرفتم بعد هم بهمون جایزه دادن : یه قیچی کوچولوی کاغذبری با یه دونه پاک کن وااااااااااااای اینقدر خوشحال شدم نفس من که نهایت نداره,خدارو شکر,تو همونی هستی که من میخواستم ممنون که منو به آرزوم رسوندییییی از ظهر هم که دیگه تب قیچی تو رو گرفته , با یه قیچی تیز افتادی به جون موهای بینوای من فکر کنم یه, یه وجبی کوتاه شدن از ظهر تا الآن.... راستی یه چیز دیگه:از صبح تا ...
23 آذر 1392