ایمان من,عشق من,پسر عزیز من ایمان من,عشق من,پسر عزیز من ، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره
 کیان نازنین من کیان نازنین من، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره

♛ایمان هدیه آسمان♛

کردینه

شیطون بلای من روز جمعه که عید بود بعد از ظهرش رفتیم دریاچه گلبهار که جای خوب ولی شلوغی بود,انگار تموم اهالی مشهد هوس کرده بودن همون شب برن اونجا.هوا یه کم سرد بود اولش ولی آخرای شب دیگه خیلی سرد شد * ما هم که فکر نمیکردیم هوا سرد بشه,هیچکدوم لباس گرم برای شمکا فسقلیا برنداشته بودیم (البته اینکه میگم لباس گرم نه اینکه کاپشن و لباس زمستونی!یه لباس آستین دار با شلوار کفایت میکرد) خلاصه شب خوبی بود و خوش گذشت , تو دریاچه یه عالمه ماهی بود که همه میخواستن بهشون غذا بدن و این ماهیهای بخت برگشته از بس نون و چیپس خوردن دیگه فکر کنم دل درد گرفتن و اصل کاری روز شنبه بود که با عمه ها و خونواده شون و دایی علی رفتیم یه روستایی بعد ا...
21 مرداد 1392

آخه من چی بگم!!!!!!!

عشق من الهی که مادر اون فدای قد و بالات نفسم این روزا یه سوالایی میپرسی که من واقعا نمیدونم چی  جواب بدم ولی امروز یه سوالی پرسیدی که به نظرم خیلی جالب بود , برای همین با وجود اینکه از گشنگی و تشنگی دستام داره میلرزه ولی بازم اومدم تا بنویسم. موقع شروع این سریال دودکش , همون اولش یه متنی رو یکی مینویسه,یه قسمتش میگه :ما هممون از خاک آفریده شدیم.شما که اینو شنیدی به من گفتی:مامان یعنی ما از خاک درست شدیم؟ من:آره عزیزم ایمان:یعنی خاک از آتیش قویتره؟ من:آره خاک آتیشو خاموش میکنه. ایمان:پس چرا ما اگه بریم تو آتیش میسوزیم؟؟؟؟ من:   برات وسایل تولد با تم باب اسفنجی سفارش دادم که مامان کوثری ج...
16 مرداد 1392

تموم شد!!!!

پسر نازم خوبی؟؟خوشی؟؟بهتری؟؟ ایمان جونم,دیگه تموم شد!!آخیـــــــــش,راحت شدیم!!خدا رو شکر!! ازچی؟؟واقعا نمیدونی؟؟ از واکسنا دیگه!دیروز آخریشو نوش جان کردی.وای چقدر خوشحالم باور کن از یه هفته پیش استرس داشتم,الهی مادرت بمیره که از دیروز دستتو گرفتی و میگی:درد میکنه.دردت به جونم ایشالــــــــــــــا,خوب میشه. البته من که باهات نبودم ,یعنی تو هیچ واکسنی حتی واکسنای نوزادیتم من نبودم,من و بابایی با هم میرفتیم مرکز بهداشت ولی وقتی میخواستن به اون دست و پای کوچولوت واکسن بزنن من کلا از همون مرکز میرفتم بیرون که حتی صدای گریتم نشنوم. میدونم اینجوری خوب نیست,ولی چه کنم دست خودم نیست شاید به خاطر اینکه خودم در حد...
21 تير 1392

داستان جالب

امروز داشتم یکی از روزنامه های چند سال پیشو میخوندم که چشمم به یه داستان جالب افتاد گفتم بذارم تو وبلاگ بقیه دوستامونم بخونن! این متن گفتگویی است که واقعا روی فرکانس اضطراری کشتیرانی,روی کانال 106سواحلfinisterraمیان اسپانیاییها و آمریکاییها در 16اکتبر سال 1997ضبط شده است. اسپانیاییها(با سر و صدای متن):853-Aبا شما صحبت میکند.لطفا15درجه به جنوب بچرخید تا از تصادف اجتناب کنید,شما دارید مستقیم به طرف ما می آیید.! فاصله 25 گره دریایی. آمریکاییها(با سروصدای متن):ما به شما پیشنهاد میکنیم15درجه به شمال بچرخید تا با ما تصادف نکنید! اسپانیاییها:منفی!تکرار میکنیم15درجه به جنوب بچرخید تا تصادف نکنید. آمریکاییها(یک صدای دیگر):کا...
17 تير 1392

بیا بریم باغ ایمان جوونی

دردونه مامان , عزیز دل مامان , نفس مامان سلام خوبی؟سرحالی؟خوش میگذره؟ بعد از ظهر دیروز همینجوری بیکار بیعار برا خودمون تو خونه میگشتیم و فکر میکردیم کجا بریم و کجا نریم که یکدفعه موبایل بابایی زنگ زد,گوشی رو برداشتیم گفتیم کیسته؟!گفته که دایی محسن هسته میاین بریم باغ ؟ما هم گفتیم چرا که نه؟خیلی هم خوب. خلاصه رفتیم باغ و کلی هلوی نرسیده و سبزی و لوبیا سبز چیدیم و چای و میوه و شیرینی و تخمه و اینا خوردیم و برگشتیم خونه,اما وای چشمتون روز بد نبینه تو یه ترافیکی گیر کردیم که نگو مسیر پنجاه کیلومتری دو ساعت طول کشید.جمعه آخر بود و ملت ریخته بودن بیرون دیگه به مدت یکماه گشت و گذار جمعه و ظهر جمعه تعطیل. البته برای ماهای...
15 تير 1392

دوچرخه سواری

عزیز دل مــــــــــــــــــــــــــــــــادر این روزا کار من شده به روز کردن وبلاگت ! و در انتها هنگام ثبت مطالب و بازسازی وبلاگ , هنگ کردن کامپیوتر گرامی و به باد رفتن تمام زحمتها و پاک شدن تمام مطالب..... در هفته گذشته بیش از ده بار اومدم برای پست جدید گذاشتن ولی هر بار بدتر از بار پیش خلاصه اینکه کم کم داره رو اعصابم رژه میره, ممکنه آخر کار من با کامپیوتر به اینجا برسه  (البته امیدوارم به رایانه مون برنخوره و اینبار همکاری لازم را با این بنده حقیر مبذول دارد) از شما بگم که این روزا به شدت سرگرم فراگیری آموزش دو چرخه سواری هستی. یعنی بلدی ولی با کمکی,حالا داری بدون کمکی دوچرخه بازی میکنی اینقدر هم ...
13 تير 1392

تقویم

نرم نرمک میرسد اینک بهار پسر گلم دیگه داره صدای پای بهار کاملأ به گوشمون میرسه.شما از خیلی وقت پیش منتظری که بهار بیاد از اول زمستون ازم میپرسی کی بهار میشه,فسقلی من داره انتظار تموم میشه و شما هم به بهارت میرسی. این زمستون لعنتی آخر کاری دست از سرمون برنداشت و یه بار دیگه مریضت کرد.جمعه بردیمت دکتر که البته دکتره خودشم مریض بود ولی به هر حال دارو داد و شما الآن بهتری.دیروز داشتم بهت میگفتم:ایمانی من هر چی به خدا میگم منو به جای تو مریض کنه حرفمو گوش نمیکنه ایندفعه تو بگو شاید گوش کرد .جواب دادی :نه مامانی چرا میگی خدا شمارو به جای من مریض کنه ,دعا میکنم هیچکدوممون هیچوقت مریض نشیم.فدااااااااااااااااات بشم الهی عزیز مهربونم. ...
29 خرداد 1392

نظرسنجی

دوست عزیزم فهیمه جون(مامان امین جووووون)منو به یک نظرسنجی دعوت کردن. با کمال میل قبول میکنم,چون من نظرسنجی و مسابقه رو دوست دارم. دوستای گلم هر کسی میخواد منو به مسابقه دعوت کنه,هیچ مانعی نیست در خدمتم و حالا........ 1-اگر ماهی از سال بودم؟   فروردین   2-اگر روزی از ه فته بودم؟ جمعه 3-اگر عدد بودم؟   19   4-اگر نوشیدنی بودم؟ دوغ 5-اگر ثواب بودم؟ 6-اگر درخت بودم؟   سرو   7-اگر میوه بودم؟   شلیل   8-اگر گل بودم؟   رز رنگین کمانی   9-اگر آب و هوا بودم؟   معتدل ب...
29 خرداد 1392

جهاز برون

عزیزتریــــــــنم امروز رفتیم خونه دایی محسن , جهیزیه فرشته یا همون فری جون خودمون رو بردن شهرستان. یکشنبه هفته دیگه (شب نیمه شعبان)عروسیشه  امروز خودش هم با وسایلش رفت دلم خیلی براش تنگ میشه. از دیشب برات بگم که رفتیم لباس برای تو گل پسر خریدیم برای عروسی ها!وای اینقدر لباست قشنگه یه شلوارک با یه پیراهن نیم آستین.فدات شم پسر خوش تیــــــــپ من,اینقدر بهت میاد.به قول دایی محسن خوش تیپ دایی به داییش رفته. راستی عروسی چند تا دیگه از فامیلامونم تو همون هفته ست .امیدوارم همشون خوشبخت بشن مخــــــــــــصوصا فرشته عزیزم. ...
27 خرداد 1392

هم خوشحالم ,هم ناراحت

عشـــــــــــــــــق مادر یه چند روزی بود که خیلی بی حوصله و بی اعصاب بودم از دست جنابعالی دیگه!!!!! آخه این چه وضعشه ؟؟؟؟ چرا اینقدر مریض میشی؟؟؟؟؟؟ هفته گذشته باز دوباره مریض شدی >www.kalfaz.blogfa.com دیگه واقعا دارم افسردگی میگیرم,نمیدونم چرا اینجوریه؟؟؟؟ >www.kalfaz.blogfa.com موقعی کوچولو بودی از همه لحاظ بهت رسیدم,از غذاهای مقوی,میوه های جورواجور,سیر,پیاز,اینقدر که بهت سیر و پیاز دادم دیگه میگفتم:خوبـــــــــــــــــــــ بدنت مقاوم شده در مقابل همه مریضیها,به این سادگی طوریت نمیشه ولی میبینم کاملا بر عکسه. امسال راحت بودیم ,مهد میرفتی هر موقع مریض میشدی تو خونه میموندی تا خوب خوب بشی ولی از اول...
26 خرداد 1392